سلام سلام
اومدم بعد از مدت ها دلم واسه همه تنگیده
فعلا الالحساب یه شعر خوشمل میذارم واستون تا بعد
من تورا لای انگشتان دستم پنهان میکنم
مثل یک گنجشک کوچک
صدای قلب تو در کف دستان من
و خطوط نبض من به فاصله یک پر از تو...
من تو را پشت وسوسه های سکوتم پنهان میکنم
جایی در لابه لای پرده های آبی آواز
در تودرتوی صدایی که نغمه ها را در وسوسه سکوت اسیر کرده است...
من تو را پشت رنگهای نقاش پنهان میکنم
و حضوربیرحم این همه رنگ در تابلوی نقاش را
بر تابلوی بیرنگ قلبم تعبیری نو میسازم
من تو را پشت خطوط نگاهم پنهان میکنم
میدانی...
پشت خطوط نگاه
که هماره بین ترس و تردید بسته میمانند
تو پشت نگاه من نقش میبندی
ومن بدون نگاه نظاره گر لحظات میشوم.

