تبليغاتX
!دختری که دوست نداره بزرگ بشه - در این بن بست

 

نامم را مادر انتخاب کرد !

نام خانوادگی را یکی از اجدادم !

دیگر بس است !

راهم را خود انتخاب خواهم کرد ...

 

 

 

 

 

 

دهان‌ات را مي‌بويند


مبادا که گفته باشي دوست‌ات مي‌دارم

 

. دل‌ات را مي‌بويند

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

و عشق را


کنار ِ تيرک ِ راه‌بند


تازيانه مي‌زنند
.

 

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

در اين بُن‌بست ِ کج‌وپيچ ِ سرما

 

آتش را

 

به سوخت‌بار ِ سرود و شعر فروزان مي‌دارند

 

به انديشيدن خطر مکن

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

 

آن که بر در مي‌کوبد شباهنگام


به کُشتن ِ چراغ آمده است
.

 

نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

آنک قصابان‌اند


بر گذرگاه‌ها مستقر

 

با کُنده و ساتوری خون‌آلود

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

و تبسم را بر لب‌ها جراحي مي‌کنند


و ترانه را بر دهان
.

 

شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

کباب ِ قناری

 

بر آتش ِ سوسن و ياس

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

ابليس ِ پيروزْمست


سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است
.

 

خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

 

 

 

 

 

 



چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 |
Blog Skin