تبليغاتX
!دختری که دوست نداره بزرگ بشه

 

سلام اومدم بعد از یه مدت طولانی

نبودم یه سری مشکلات  دست به دست هم دادند که نذاشتند بیام

بعدش هم رفتم مسافرت

آقا جاتون خالی خیلی خوش گذشت

از اینجا راه افتادیم رفتیم رشت و انزلی و آستارا و اردبیل و سرعین و از اونوری دوباره آستارا و لاهیجان و رامسر ( و شهرهای بین راهش )

خلاصه که جاتون خیلی خالی بود

فقط چون بیشترش و شمال بودم حسابی برنزه شدم

ولی حیف که هوا خیلی خیلی شرجی بود من با این تنگی نفس به زور نفس میکشیدم اونجا

ولی اردبیل طبق معمول همیشه خنک خنک بود

آره دیگه این از مسافرت

دانشگاه هم که معماری نور قبول شدم که تشریف نمیبرم

میخونم واسه سال دیگه که بزنم تو خال شریف

همش تقصیر این قلب لعنتی بود که نذاشت امسال به کارمون برسیم

عیبی نداره به قول خیلیها قسمت و حکمت بود

تابستون هم داره تموم میشه

آخ جون

بوی مهر میاد

بوی پاییز

بوی برگای زرد و نارنجی

بوی ماه رمضان

فردا ماه رمضونه

خوش به حال اونایی که روزه میگیرند

من که با این معده ی داغون 4/ 5 سالی هست نمیتونم بگیرم

منم دعا کنین

سحر های ماه رمضون یه حال و هوای خاصی داره

دم افطار و که دیگه نگو

اذان صبح با صدای مرحوم موذن زاده

وایییییییییییییییی

عاشق اذانای اون مرحومم

دعا یلدتون نره

التماس دعا دوستای گلم



چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 |
Blog Skin