مثل آدم ها بود و همیشه یه نوع لباس می پوشید. کم کم عشقش هم به اون علاقه مند شدولی این واسه فرشته قصه ما اصلا خوب نبود.چون عشق نزدیکی میاره و فرشته ما نمی تونست به عشقش نزدیک بشه یا حتی اونو لمس کنه. بالاخره فرشته قصه ما با کسی آشنا شد که قبلا فرشته بوده ولی الان تبدیل به آدم شده.حالا فرشته قصه ما می تونه تبدیل به آدم بشه ولی باید با جاودانگی خداحافظی کنه.حالا فرشته ما بین دو راهی عشق و جاودانگی قرار گرفته و باید یک راه را انتخاب کنه.بالاخره تصمیمشو می گیره و عشق را انتخاب می کنه و با جاودانگی تا ابد خداحافظی می کنه.حالا اون تبدیل به آدم شده.حالا به آرزوش رسیده.حالا می تونه عشقش رو در آغوش بگیره.اونو ببوسه و شب رو با اون صبح کنه....امروز صبح اولین شبی است که اون با عشقش سحر کرده.ولی امروز بدترین روز برای اون هستش چون عشقش در اثر یک تصادف میمیره.حالا فرشته سابق قصه ما نه عشقشو داره نه جاودانگی را.در دوران فرشتگی دوستی داشت که همیشه همراهش بود.بعد از مرگ عشقش دوستش ظاهر می شه و ازش می پرسه:ارزشش رو داشت؟
فرشته قصه ما می گه: <یک بار بوسیدن او به تمام عمرم می ارزد
بیایید مثل گل باشیم
...........مثل گل باشیم که" ز خاک تیره میروید اما نگاهش بر شعاع آفتاب است.
مثل گل باشیم : در زمین است اما بهشتی است ،بهشتی غریب.
مثل گل باشیم ،همیشه متبسم و شکفته.
مثل گل باشیم : همنشین خار است ، اما سراسر زندگی اش همچنان گل می ماند.
مثل گل باشیم که در عین زیبایی ، سراپایش وقار و شرم و حیا است.
مثل گل باشیم : یاد آور بهشت.
مثل گل باشیم: سراپا مهربانی و لطف و ایثار و سخاوت.
مثل گل باشیم : پس از مرگ،بذر زندگی بخش گل های دیگری باشیم.
مثل گل باشیم"که عاشق نور است"
مثل گل باشیم گر چه عمرمان نیز به کوتاهی عمر گل باشد....
6. راز عشق در خوش مشربی است .
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن
نیت باشد ،نه نیش دار .
7. راز عشق در این است که
حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .
آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نیست ؟
8. راز عشق در این است که
مانع بروز هیجانات منفی در وجود ت شوی ،
و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .
با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .
قلبت را آرام کن .
تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها
را آنگونه که هستند ، در یابی .
9. راز عشق در این است که
طرف مقابلت را تحسین کنی .
هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را
می داند ،از تحسین غافل نشو .
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
بگویی : دوستت دارم .
گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر
است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
10. راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .
آسمان گذشته خويش را مي خواهد
هميشه چيزهاي کوچک آرزومند چيزهاي بزرگ مي شوند
درست مثل من که "تو" را مي خواهم
خيلي سخت است
اما غير ممکن نيست !
چندي پيش از ماه شنيدم که عاشق شده است
بيچاره عاشق يکي از ستاره ها شده بود
حس مي کنم دلش خيلي داغ بود
مي گفت بد جور به ستاره عادت کرده است
آنقدر که مجبور است روزي يک بار به دور زمين بچرخد
بلکه در هر دواراني به محور معشوقش نزديک تر شود
ماه مي دانست که ستاره مردنيست
اما او عشق را به خاطر سپرد
عجب دلي داده بود ماه !
مثل من که دلم را نثارت کردم
شايد کمي زشت باشد و سياه
روزا با آدمايي كه سعي ميكنن خودشونو جور ديگه اي نشون بدن ميجنگم
آدمايي كه مارك لباسشون از خودشون باارزشتره
خسته ميشم ، نوشته هاي تو رو ميخونم
نوشته هايي كه غمگينه
چقدر با تا رو پود من يكي شده !
ميدوني بعضي چيزها رو نميشه گفت ...
شايد بهمين خاطره كه از هم دوريم
چقدر تنهاييم
به اين فكر ميكنم كه خدا هم تنهاست ولي چرا گلايه اي نداره ؟
حقيقتش نميدونستم بايد چي بنويسم تصميم گرفتم باهات صحبت كنم
بعضي شبا كه از پنجره بيرون رو نگاه ميكنم حس ميكنم يه نفر دلگيره
شبا وقتي صداي خنده ها قطع ميشه وقتي ديگه هياهو نيست وقتي همه ميخوابن من با ماه صحبت ميكنم
توي اين شبا خدا هم توي اتاق منه . چيزي نميگه ولي از اينكه بعد از رفتن همه تازه متوجهش شدم غمگين ميشم
ميرم و توي آغوشش گريه ميكنم ...
آرامشي بيش از يك لبخند . كاش تو هم بودي
از دریا پرسیدم: که این امواج دیوانه ی تو، از کرانه ها چه می خواهند؟ چرا اینسان پریشان و در به در، سر به کرانه های از همه جا بی خبر می زنند؟ دریا ، در مقابل سوالم گریست! امواج هم گریستند...
آنوقت دریا گفت: که طعمه ی مرگ، تنها آدم ها نیستند، امواج هم مثل آدم ها می میرند! و این امواج زنده هستند، که لاشه ی امواج مرده را، شیون کنان به گورستان سواحل خاموش می سپارند! ...

