تبليغاتX
!دختری که دوست نداره بزرگ بشه
از گناها دست بکش و پیش خدا برگرد مثل بچه ها شو تا بتونی وارد قلمرو خدا شی

 

سلام سلام

اومدم بعد از مدت ها دلم واسه همه تنگیده

فعلا الالحساب یه شعر خوشمل میذارم واستون تا بعد

 

 

من تورا لای انگشتان دستم پنهان میکنم


مثل یک گنجشک کوچک


صدای قلب تو در کف دستان من


و خطوط نبض من به فاصله یک پر از تو...


من تو را پشت وسوسه های سکوتم پنهان میکنم


جایی در لابه لای پرده های آبی آواز


در تودرتوی صدایی که نغمه ها را در وسوسه سکوت اسیر کرده است...


من تو را پشت رنگهای نقاش پنهان میکنم


و حضوربیرحم این همه رنگ در تابلوی نقاش را


بر تابلوی بیرنگ قلبم تعبیری نو میسازم

من تو را پشت خطوط نگاهم پنهان میکنم


میدانی...


پشت خطوط نگاه

 
که هماره بین ترس و تردید بسته میمانند


تو پشت نگاه من نقش میبندی


ومن بدون نگاه نظاره گر لحظات میشوم.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط دختر كوچولو  | 

 

نامم را مادر انتخاب کرد !

نام خانوادگی را یکی از اجدادم !

دیگر بس است !

راهم را خود انتخاب خواهم کرد ...

 

 

 

 

 

 

دهان‌ات را مي‌بويند


مبادا که گفته باشي دوست‌ات مي‌دارم

 

. دل‌ات را مي‌بويند

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

و عشق را


کنار ِ تيرک ِ راه‌بند


تازيانه مي‌زنند
.

 

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

در اين بُن‌بست ِ کج‌وپيچ ِ سرما

 

آتش را

 

به سوخت‌بار ِ سرود و شعر فروزان مي‌دارند

 

به انديشيدن خطر مکن

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

 

آن که بر در مي‌کوبد شباهنگام


به کُشتن ِ چراغ آمده است
.

 

نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

آنک قصابان‌اند


بر گذرگاه‌ها مستقر

 

با کُنده و ساتوری خون‌آلود

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

و تبسم را بر لب‌ها جراحي مي‌کنند


و ترانه را بر دهان
.

 

شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

کباب ِ قناری

 

بر آتش ِ سوسن و ياس

 

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين

 

ابليس ِ پيروزْمست


سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است
.

 

خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط دختر كوچولو  | 

سلام به همه ی دوستان گلم

دلم براتون تنگیده خیلی زیاد

خیلی وقته که نیستم

وقت ندارم واسه نت اومدن

یه وقتایی وقت کم هم میارم

ممنون از همه شما هایی که تنهام نذاشتید و با کامنتاتون خوشحالم کردین

شاید تا 8/9 ماه دیگه هم نباشم

وبی هم آپ نمیشه تا اونوقت

ببخشین که بهتون سر نمیزنم

امیدوارم بعدها جبران کنم

ولی اینو بدونین که هیچکدومتون را فراموش نمیکنم

خوش باشین و موفق

همتونو شوس  دارم کوچولوهای دیوونه ی شوس داشتنی

به امید دیدار

.

.

.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط دختر كوچولو  | 

سلام به همه ی دوستان گلم

دلم براتون تنگیده خیلی زیاد

خیلی وقته که نیستم

وقت ندارم واسه نت اومدن

یه وقتایی وقت کم هم میارم

ممنون از همه شما هایی که تنهام نذاشتید و با کامنتاتون خوشحالم کردین

شاید تا 8/9 ماه دیگه هم نباشم

وبی هم آپ نمیشه تا اونوقت

ببخشین که بهتون سر نمیزنم

امیدوارم بعدها جبران کنم

ولی اینو بدونین که هیچکدومتون را فراموش نمیکنم

خوش باشین و موفق

همتونو شوس  دارم کوچولوهای دیوونه ی شوس داشتنی

به امید دیدار

.

.

.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط دختر كوچولو  | 

 

سلام اومدم بعد از یه مدت طولانی

نبودم یه سری مشکلات  دست به دست هم دادند که نذاشتند بیام

بعدش هم رفتم مسافرت

آقا جاتون خالی خیلی خوش گذشت

از اینجا راه افتادیم رفتیم رشت و انزلی و آستارا و اردبیل و سرعین و از اونوری دوباره آستارا و لاهیجان و رامسر ( و شهرهای بین راهش )

خلاصه که جاتون خیلی خالی بود

فقط چون بیشترش و شمال بودم حسابی برنزه شدم

ولی حیف که هوا خیلی خیلی شرجی بود من با این تنگی نفس به زور نفس میکشیدم اونجا

ولی اردبیل طبق معمول همیشه خنک خنک بود

آره دیگه این از مسافرت

دانشگاه هم که معماری نور قبول شدم که تشریف نمیبرم

میخونم واسه سال دیگه که بزنم تو خال شریف

همش تقصیر این قلب لعنتی بود که نذاشت امسال به کارمون برسیم

عیبی نداره به قول خیلیها قسمت و حکمت بود

تابستون هم داره تموم میشه

آخ جون

بوی مهر میاد

بوی پاییز

بوی برگای زرد و نارنجی

بوی ماه رمضان

فردا ماه رمضونه

خوش به حال اونایی که روزه میگیرند

من که با این معده ی داغون 4/ 5 سالی هست نمیتونم بگیرم

منم دعا کنین

سحر های ماه رمضون یه حال و هوای خاصی داره

دم افطار و که دیگه نگو

اذان صبح با صدای مرحوم موذن زاده

وایییییییییییییییی

عاشق اذانای اون مرحومم

دعا یلدتون نره

التماس دعا دوستای گلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط دختر كوچولو  |